آن بالا خبرهای بهتری است!

اولش هول بودم و بیشتر از جلوی چشممو نمی دیدم. بعد که سرمو بالا کردم و درست و حسابی نگاه کردم دیدم ای خدااااا! توتهای بزرگ و رسیده اونجاست.
با رفقا دو سه تا چادرشب گرفتیم زیر درختها و با میله بزرگی که آنجا به دیوار بود، شروع کردیم به تکون دادن شاخه های پر از میوه و خوردیم و خوردیم و .... و البته برای بچه ها هم یک ظرف یک بار مصرف گرفتیم و پر کردیم که خیلی نامردی نشه.


پ.ن: سالی یک بار به بهانه توت خوری، خراب میشیم منزل آقای صفار هرندی.
این بار که رفتیم دیدیم بچه های رجانیوز مشغول فیلمبرداری و مصاحبه اختصاصی و گرفتن خاطره و بهره گیری معنوی از ایشون هستند. خب ما هم از فرصت استفاده کردیم و تو همون حیاط تا تونستیم بهره گیری مادی کردیم!

/ 0 نظر / 78 بازدید